تبليغاتX
سجده ی دل

سجده ی دل

یا غافر الخطایا----یا منتهی الرجایا

سایه بون

خانه ای ساخته ایم

سایبانش همه عشق،

 زیر پا

 فرش غرور

و

حصارش همه تکرار صفا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 12:17  توسط عاشق معبودم (خدا) 

خدا

ای خدا طالب کلام توأم
تشنهام تشنه سلام توأم
تو همه حاجت و جواب منی
بر طرف ساز هر حجاب منی
تو سزاوار سجده عشقی
تو حواله کننده رزقی
چاره ساز قلوب پُر آهی
راه ساز هر آنچه گمراهی
تو کرامت کننده فضلی
در فضیلت دو دست پر بذلی
تو کریمی تو ناصری تو حلیم
تو حکیمی تو قادری تو علیم
تو عزیزی تو مؤمنی تو مجید
تو ودودی تو مبدعی تو معید
تو حبیبی تو خالقی تو مجیب
تو حسیبی تو رازقی تو رقیب
تو جلیلی تو بارئی تو جمیل
تو وکیلی تو صاحبی تو کفیل
تو مفتح تو مقتدر تو کبیر
تو مفرّج تو منتقم تو مجیر
تو گشاینده گرههایی
تو زداینده غم مایی
تو به ما لطف هل اتی کردی
ختم پیغمبران عطا کردی
پدری دادهای چنان مولا
مادری دادهای چنان زهرا
تویی آن منعم و تویی ذوالمن
تو به ما دادهای حسین و حسن
تو به ما دادهای همه حاجات
بانویی همچو عمّه سادات
ای تو داده به شیعه شیون و شین
کاشف الکرب دادهای به حسین
دل ما را تو کردهای عاشق
آفریدی تو شیعه صادق
تو دل نرم دادهای به رضا
خواهری شبه زینب کبری
تو به ما دادهای ولایت را
نعمت پاک مرجعیت را
شکر هر نعمتی تو را باید
پس چرا مهدیات نمیآید
قدرت شکر کوه نعمت نیست
علت طول عصر غیبت چیست؟
گر گناهان ماست سدّ ظهور
ظلمت ما ببر به آیه نور
مناجات شب قدر
ای خدا ای فاتح هر مشکلم
وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل راز یک بی آبرو
ده مجال گفتگویم، گفتگو
در شب احیا به تو رو کردهام
خویش را با توبه همسو کردهام
گرچه عمری با گنه بنشستهام
گرچه قلب صاحبم بشکستهام
صبر کن، از کیفر من بر حذر
تا کنم در خویش تجدید نظر
بهر تو خود را مهیا میکنم
توبه را در خویش احیا میکنم
هر که باید رفت چون فرزند نوح
توبه باید، توبه از نوع نصوح
چونکه امشب بامنیبین زیستم
راضی از عمر گذشته نیستم
بر تو عمری بدگمانی داشتم
بهر شیطان آشنائی داشتم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:22  توسط عاشق معبودم (خدا)  | 

یا رضا(ع)

 

یا رضا

 

چشمانم را برق میانداد،

 طلائی گنبدت؛ نگاهم از روی آن سُر میخورد و مناره ها را

 صعود میکند و در کشاکش لغزیدن، آویزانِ ریسه ها میشود.

از فراز ایوان طلا، تا گلدسته های مسجد گوهرشاد،

از وسیع صحن آزادی تا بهشت تالار آئینه.

و بعد از آن که بر مشبکِ آفتابی ضریحت فرود آمد،

 نرم نرمک به خود می آید و

 در جشن یازدهمین روز ذیقعده،

صحن گونه هایم را چراغانی میکند.

صد و چهل و هشت سال پس از هجرت

 پیغمبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم ،

سالی که گردش دوران را محور است

 و روزی که لحظه های رو به شب را متوقّف میکند،

 مدینه طیّبه، رنگ تازهای بر اندام خود میبیند و

برای هشتمین بار، بر شجره طیّبه امامت، جوانهای پلک میگشاید که

 با غبانِ طبیعت،

او را به شکوفه ریزانِ باغستانها، عقیقه میکند

و پرندگان، نغمههاشان را به پرواز درمی آورند.

زبده اصفیا، امام اتقیا، پناه غربا و شهید

 زهر جفا، علی بن موسی الرضا علیه السلام ؛

 از دامان خاتون عفّت، قدم مینهد بر دیدگان خاک، و

فرمایش امام صادق علیه السلام به فرزندش 

 امام کاظم علیهالسلام ، اینگونه تجلّی مییابد:

«اِنَّ عالِمَ آلِ محمّدٍ لَفی صُلبِکَ وَ

 لَیْتَنی أَدْرَکْتُهُ فَاِنَّهُ سَمِیُّ امیرالمؤمنینَ عَلیًّ علیهالسلام ؛

به درستی که عالِم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم

در صلب توست، ای کاش من او را درک میکردم که

 او همنام امیرالمؤمنین علی علیه السلام است».

صابر، رضیّ، وفّی، رضا؛ او که

 سرگردانی کورترین جهالتها را حلق آویز

منطق روحانی خویش میسازد و تکلیفِ

بیقراری دلها را روشن میکند.

او که هر که را میهمان میدارد، به عدالت میزبان است

  و غریبی احوال مضطر را به اعتماد وا میدارد.

او که دست ضمانت بر سرم میگذارد و مسمّی به نام ملکوتی رضاست.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 19:8  توسط عاشق معبودم (خدا)  | 

یا حضرت علی........

دلم ز دنیا سیره بدست غم اسیره

برس به دادم خدا بابام داره میمیره

خدا نگهدارتون دست علی یارتون

که میروم امشب از کوفه ی غم بارتون

غریبیمو که دیدید گریه به حالم کنید

یتیمای گرسنه منو حلالم کنید

کوفه تو هر روزو شب رسوندی جونم به لب

تلافی کن ظلمتو جون تو جونه زینب

ساقی بی کوثرم شده شب آخرم

 شکر خدا که میرم به دیدن همسرم

تو خاطرات بسپارید حرفای امشبم رو

خیلی مراقب باشید حسینو زینبم رو

یه روز میاد یه دسته عاشق دل شکسته

چند تا به روی نیزه چند تا با دست بسته

گر چه نمک نشناسید اما بچه ها مو بشناسید

از چشاتون میخونم قاطلای عباسی

دلم ز دنیا سیره به دست غم اسیره

دعا کنید که امشب بابام شفا بگیره

بابای مهربونم بابای غرق خونم

.بابای بیمار من دردوبلات به جونم

بگو برایم سخن ولی نگو از کفن

به جای چاه کوفه بگو به من تو دردت

دلم ز دنیا سیره به دست غم اسیره

دعا کنید که امشب بابام شفا بگیره

 

 

خدایا این ماه رمضان رو

آخرین ماه رمضان در عمرمون قرار مده!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:0  توسط عاشق معبودم (خدا)  | 

نامگذاری حضرت محمد

مراسم نامگذارى حضرت محمد (ص)

 

روز هفتم فرا رسید.«عبد المطلب»،براى عرض سپاسگزارى

به درگاه الهى گوسفندى کشت و گروهى را دعوت نمود و

 در آن جشن با شکوه،که از عموم قریش

دعوت شده بود،نام فرزند خود را«محمد»گذارد.

وقتى از او پرسیدند:چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید،

در صورتى که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟گفت:خواستم که

 در آسمان و زمین ستوده باشد.

در این باره«حسان بن ثابت»شاعر رسول خدا چنین مىگوید:

فشق له من اسمه لیجله فذو العرش محمود و هذا محمد

آفریدگار،نامى از اسم خود براى پیامبر خود مشتق نمود.

از این جهت(خدا) «محمود»(پسندیده)و پیامبر او«محمد»(ستوده)است و

 هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یک معنى را مىرسانند. (1)

قطعا،الهام غیبى در انتخاب این نام بىدخالت نبوده است.

زیرا نام محمد،اگر چه در میان اعراب معروف بود،

ولى کمتر کسى تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود.

طبق آمار دقیقى که بعضى از تاریخ نویسان بدست آوردهاند،

تا آن روز فقط شانزده نفر به این اسم نامگذارى شده بودند.

چنانکه شاعر در این باره گوید:

ان الذین سموا باسم محمد من قبل خیر الناس ضعف ثمان (2)

کسانى که به نام محمد،پیش از پیامبر اسلام نام گذارى شده بودند،شانزده نفر بودند.

ناگفته پیداست که:هر چه مصداق یک لفظ کمتر باشد،اشتباه

 در آن کمتر خواهد بود و چون کتابهاى آسمانى،از نام و نشان و

علایم روحى و جسمى او خبر داده بودند،باید علایم آن

حضرت آنچنان روشن باشد که اشتباه در آن راه پیدا نکند.

یکى از آن علایم، نام آن حضرت است.باید مصداق آن به قدرى کم باشد،که

راه هر گونه تردیدى را در تشخیص پیامبر گرامى

از بین ببرد.مخصوصا هنگامى که بقیه اوصاف و

علائم وى ضمیمه نام او گردد.

در این صورت،بطور واضح کسى

که انجیل و تورات از ظهور او خبر داده است،به خوبى شناخته خواهد شد.

اشتباه خاورشناسان

قرآن مجید،رسول گرامى را به دو و یا چند نام معرفى مىکند.

 (3) در سورههاى آل عمران و محمد و فتح و

 احزاب،در آیههاى 138 و 2 و 29 و 40،او را به نام«محمد»و

 در سوره«صف آیه 6»به نام«احمد»خوانده است.

علت داشتن دو نام اینست که:مادر رسولخدا،پیش

از جدش،نام او را«احمد»گذارده بود،چنانکه در

تاریخ منعکس است. (4) بنابراین،آنچه را بعضى

از خاورشناسان در مقام اعتراض گفتهاند که:

«انجیل»،به تصریح قرآن،در سوره«صف آیه 6»،ظهور پیامبرى

 را بشارت داده است که نام او احمد است نه محمد،و شخصى که

 مسلمانان به رهبرى او معتقدند،نام او«محمد»است

نه احمد،بى اساس است. زیرا قرآنى که پیامبر

ما را به نام«احمد»معرفى نموده است،در

چند جا او را به نام«محمد»خوانده است.

اگر مدرک آنها براى تعیین نام این پیامبر،قرآن مجید باشد(چنانکه همانست)،

قرآن او را به هر دو اسم نامیده،و

 او را در جائى به نام محمد و در جاى دیگر«احمد»معرفى نموده است.



منبع: آیت الله جعفر سبحانی-پایگاه حوزه

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری



1. «سیره حلبى»، ج 1/93.

2. همان مدرک/97.

3. به عقیده گروهى دیگر نام پیامبر اسلام نیست،

 بلکه از حروف مقطعه قرآن به شمار مىروند.

4. «سیره حلبى»، ج 1/93. برخى عقیده دارند که:

 الفاظ «طه» و «یس»، از اسامى پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:8  توسط عاشق معبودم (خدا)  | 

یا ستارالعیوب!

ای بزرگ !

 ای مهربان !

 ای بخشاینده و ای عاشق!

 ای صاحب غروب زیبا!

ای خالق باران رحمت !

 ای بخشاینده هر گناه و معصیت!

ای رئوفا! ای شکورا!

 ای قادر بی انتها! ای مطلق هر چیز !

ای مسلط بر هر امور!

ای صاحب هر نسیم !

ای فرمانبردان موجهای سرکش!

 ای خالق مخلوق!

 ای شاهد هر ماجرا!

 ای پدیدآورنده هر اتفاق!

ای نازنین مهربان! ای قدرت مطلق!

 ای برازنده سلطنت!

ای نگاه دارنده ایمان ما! ای فرمانده آتش !

ای فرمانده آب و خاک و باد ای طرفه نگار بی رقیب !

ای معشوقه من در عشق بازی!

 ای گستره قدرت و جلال! ای شکافنده دو دریا!

 ای زنده کننده هر مرده ای !

 ای بینا کننده هر کوری!

ای آنکه بی اذن تو برگی از شاخه جدا نمی شود

 و قطره از آسمان نمی بارد!

ای گم شده در هستی و محیط!

 ای خاق صدای زیبای بلبل!

ای تمام معنی هر چه زیبائی است!

ای پدیدار کننده مه و باران!

ای جاری کننده رود در جنگل!

 ای خالق بوی خاک پس از باران!

 تو را به وجودت قسم!

تو را عشقی که در درون دو دل تنها قرار داده ای!

 تو را به لحظه ای که دلها برای شنیدن صدایت می تپد !

 تو را قسم به لحظه لقایت!

 از گناهان ما بگذر -

ما را در کنار خودت محشور کن -

 ما را به رضایت به بهشت بفرست

 ما را به لیاقتمان راهی رضوانت کن

 خداوندا

 ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده

 نه به عدالتت...

 چرا که رسوای جهانیانیم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:25  توسط عاشق معبودم (خدا)  | 

خداوندا...مهربانا

یا غفار الذنوب

مهربانم! مرا چه می شود

. شوقی است در اندرون دلم که مرا به سوی تو میخواند

. مرغ دلم را هوای پریدن در سر است. طاقت آن ندارد که لحظه ای

 را بی یاد حضرت دوست سر کند

. بی قرار و اشفته ام. ای یار! ای زیباترین یار!

 مرا آنی کمتر ازآنی به خودم وامگذار.

  در اندرون من خسته دل آوایی است

 که به یاد تو مینوازد نغمه طرب انگیز و شور انگیز زندگی را.

 شوق وصال تو است که راهها را بر من هموار میسازد.مرا چه میشود امشب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آسمان چشمانم بارانی است.

  وآسمان دلم شهاب باران.  به کجا بگربزم ای یار ای زیباترین یار

.به هر طرف که مینگرم تو را می بینم.در تمام دلتنگیهایم تو را می یابم.

 همه راههای زندگیم به سوی تو است که ختم می شود.

 با نام توست که ارامش می یابم.

 شوق وصال تو است که فراق را بر من هموار می سازد.

 نگاه مهربان توست که شور زندگی را به من هدیه می نماید.

 دستان مهربان توست که مرا چنان  کودکی به دنبال خود می کشد.

 به خودم می نگرم و به سالهای که پشت س

ر نهاده ام در تمامی راهها حضور تو ای مهربان ادامه مسیر را برایم

هموار کرده  است این همه مهربانی؟ این همه لطف و من در ازای

 این همه محبت چه برایت اورده ام! کاش من نیز چون خورشید

 بودم خورشید سوزان که حیات را برای همه هستی به ارمغان می اورد.

 من چه خوشبختم که زیبا رویی چون تو را دارم مهربانی چون تو را دارم.

 هر صبح با خنده زیبای توست که چشمانم را به سوی هرچه لطف است می گشایم

 و تویی که بوسه های مهرت را به سوی من میبارانی.

 من دم گرم تو را آن هنگام که بر لبهایم بوسه میزند حس میکنم.

 کیست که تا این حد بتواند با من مهربان باشد.

 کیست که تا این حد بتواند به من نزدیک باشد

 حتی نزدیکتر از خود به خود. پنجره نگاهم

 را به هر سمت که میگشایم تو را می یابم.

 تو را می ستایم من ای عشق تو را با تمام نیازی که دارم

 به تو می ستایم.

 مرا بازگردان!

 مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 19:31  توسط عاشق معبودم (خدا)  | 

یا الله

 بسم رب النور.......

قو علی خدمتک جوارحی

واشدد علی العزیمة جوانجی

وهب لی الجد فی خشیتک والدوامی

فی التصال بخدمتک حتی اسرح الیک

فی میادین السابقین و اسرع الیک فی البازین

و اشتاق الی قربک فی المشتاقین و ادنومنک دنوالمخلصین

و اخافک مخافة الموقنین و اجتمع فی جوارک المومنین

 

 

بنام پروردگار نور و روشنایی

نیرو ده برای انجام خدمتت

اعضای مرا و دلم را برای عزیمت به سویت محکم گردان

و عطا فرما برای من کوشش در ترس و خشیتت

و مداومت در پیوستن به خدمتت را

تا تن و جان را در میدانهای پیشتازان بسویت برانم

و در زمره ی  شتایندگان بسویت بشتابم

ودر صف مشتاقان اشتیاق تقربت را جویم

و چون نزدیک شدن مخلصان به تو نزدیک شوم

و مانند  یقین کنندگان از تو بترسم

ودر جوار رحمتت با مومنان در یک جا گرد آیم

 

 

میلاد با سعادت امیرالمومنین

بر تمام شیعیان مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:39  توسط عاشق معبودم (خدا)  |